معلم و نگاه ارزشی به کتاب درسی
به نام خدا
صفحه ی 1
![]()
عنوان مقاله : معلم و نگاه ارزشی به کتاب درسی
تهیه و تنظیم : خسرو حسنعلی زاده / آموزگار آموزش و پرورش ماکو
پرسش گری ، نقادی و طرح چرایی و چگونگی در مورد پدیده های حیات و جهان هستی و کشف پاسخ های قانع کننده جلوه هایی از خردورزی نقادانه است. اعتماد به نفس ، استقلال ، امنیت روانی و خودپنداری مثبت و ظهور تفکر واگرا از جمله ویژگی های شخصیتی افرادی است که مستعد دست یابی به عقل نقاد هستند. آموزه های علمی و فکری بیش از آن که وابسته به روش های پاسخ مدار و محفوظات محور باشند ، لازم است مبتنی بر روش حلّ مسأله Solving Problem و یادگیری اکتشافی باشد تا یادگیرنده براساس تأمل و تعقل ، ظرافت ادراکی و گسترده ی هوش مندی خود را عمق بخشد.
بی شک ، برانگیختن نیروی کنجکاوی و تحرک و تهییج قوای عقلانی فراگیران یکی از مهمترین و مؤثرترین راهبردهای آموزشی برای پرورش روحیه ی علمی و تفکر انتقادی است. آن چه که در کتاب های درسی همراه با شیوه های سنتی آموزش داده می شود ، نه تنها موجب بالندگی تفکر نقاد و خود بنیاد در دانش آموز نمی شود،بلکه آن ها را با ذهنی تلقین پذیر بار می آورد که باید با تقلید ، تکرار و تمرین فراوان مطالبی که به آن ها تحمیل می شود ، در انبان ذهن خود ذخیره سازد و در امتحانات مرسوم آن ها را باز پس دهد. به تعبیر "رابله" ذهن کودک جامی برای لبریزشدن نیست ، بلکه شعله ای است برای برافروختن.
با این مقدمه ، باید گفت که کتاب درسی انبانی برای کسب معلومات نیست ، بلکه ابزاری برای کشف مجهولات است. در حقیقت ، آموزش باید معطوف به خردورزی و اندیشه آفرینی باشد. دانش آموزان در آموزش های نوین می آموزند که چگونه یادبگیرند ، نه آن که چه قدر یاد بگیرند. به عبارتی ، باسواد شدن حقیقی دانش آموز مستلزم ارزش گذاری به کیفیت یادگیری است و نه کمیت یادگیری. در رویکرد های نوین آموزشی ، کیفیت یادگیری که براساس اندیشه ، تأمل و آفرینش ذهنی است،بیش از کمیت یادگیری که مبتنی بر محفوظات و معلومات از پیش تعیین شده است ، ارزش دارد.
بنابراین ، کتاب درسی باید به خودآموزی و خودرهبری در فرآیند یادگیری بیانجامد. "شهید مطهری(ره)" تأکید می کند که وظیفه ی معلم به استقلال رساندن عقل و نیروی تفکر دانش آموز است. و این مهم با زندانی کردن دانش آموز در قفس تنگ کتب درسی و وادار نمودن وی به حفظ مطالب فراوان موجود در کتب درسی حاصل نخواهد شد. اگر کتاب درسی منجر به تفکر و خردورزی نقاد شود ، فراگیران به جای مقلد بودن ، محقق می شوند و به جای مطیع بودن ، مستقل بار می آیند . البته در تربیت فعال و خلاق ، اسلام به جای تکیه بر پرورش تفکر انتقادی صِرف ، بر
صفحه ی 2
پرورش تفکر انتقادی متمرکز بر حقیقت تأکید دارد. اگر دانش آموزان در جریان یادگیری ، پدیده ها را با نگاه تحلیل و نقد بنگرند ، ذهن سؤال انگیز آنان فعال می شود و یادگیری به جای پاسخ محوری بر مدار پرسش گری چرخش می کند. موقعیت های معلوم به تعبیر "جان دیویی" موجب مرگ تفکر و اندیشه می شود.
در حالت کلی ، باید گفت که وظیفه ی معلم در کلاس درس و در جریان تدریس ، انتقال معلومات به ذهن دانش آموزان نیست ، بلکه شعله وری در نیروی خرد و اندیشه ورزی فراگیران برای حلّ مسأله و تاباندن نور به پهنای تاریک مجهولات است. از آن جا که آموزش و پرورش امری تدریجی و تعاملی و به دور از اقدامات آمرانه و یک سویه است ، در نتیجه ، تعلیم و تربیت آزادمنشانه به افراد تحت تعلیم اجازه ی خودفهمی،خودیاری و خودرهبری در چارچوب عقلانیت نقاد را می دهد.
یک معلم فرزانه و هوشمند به خوبی می داند که تربیت فرآیندی تعامل ، تدریجی ، تکوینی ، پویا ، دوسویه ، سیال و مبتنی بر کُنش درونی است . این رویکرد ، برنامه ریزان درسی را برآن می دارد که در نظام آموزشی اصالت را به روش ها ، منش ها و انگیزش های درونی بدهند و از دنیای تخیلی و غیر واقعی خود کناره گیری کنند. باید خاطرنشان کرد که تعلیم و تربیت با شعارزدگی و روزمرگی بیگانه است و باید فرصت داد تا زیرسازهای روانی و عاطفی فرد براساس منطق و عقلانیت پایه گذاری شود. از این رو،برنامه ریزان درسی شایسته است که در تدوین کتب درسی جدید ، فعالیت هایی را پیش بینی نمایند که از عوامل منفی فوق پیراسته و به عوامل مثبت مذکور گرایش داشته باشد و معلم نیز شایسته است به بخش هایی از کتب درسی که دارای چنین ویژگی هایی می باشند ، ارزش بیشتری قایل شود.
والسلام