تحلیلی مختصر بر دیدگاههای یادگیری کلارک هال
دانشگاه آزاد اسلامی
واحد مرند
عنوان تحقیق :
تحلیلی مختصر بر دیدگاههای یادگیری کلارک هال
استاد راهنما :
دکتر اکبر سلیمان نژاد
تحقیق و نگارش :
خسرو حسنعلیزاده
مهدی همت زاده
ندا بهرامی
ویدا عبادی
آبان ماه 1392
فهرست مطالب
عنوان صفحه
مقدمه ................................................................................................................................................. 1
مبانی روششناختی هال .................................................................................................................... 2
مكتب نظری مورد تعلق هال ............................................................................................................. 3
نظریه ی یادگیری هال ...................................................................................................................... 4
مفاهیم نظریه ی تجدید نظرشده ی هال ............................................................................................ 4
انگیزش تشویقی ................................................................................................................................ 4
پویایی شدت محرک .......................................................................................................................... 5
تغییر از کاهش سایق به کاهش محرک سایق ..................................................................................... 5
تلخیص نهایی نظریه ی هال .............................................................................................................. 5
منابع و مآخذ ..................................................................................................................................... 6
مقدمه :
كلارك لئونارد هال1 یكی از روانشناسان معروف آمریكایی، پژوهشهای پردامنهای در مورد آزمون استعدادها، تلقینپذیری، خواب مصنوعی و بویژه یادگیری انجام داده است. كتابهای اساس رفتار(1951)، روانشناسیهای متعارض یادگیری(1935) و اصول رفتار(1943) او نفوذ انكارناپذیری در روند روانشناسی قرن بیستم آمریكا بجای گذاشته است(پارسا، 1372).
در سال 1930 كه شهرت و اهمیت كار ثرندایك2 در مورد آزمایش و خطا در روانشناسی یادگیری رو به كاهش نهاد، هال با نظریه ی معروف خود به نام كاهش سایق3 بر بنیاد تقویت نخستین4 شهرت یافت(همان).
هال در سال 1952 در نظریه ی خود تجدیدنظر نمود و آن را با نام یادگیری كاهش محرك سایق منتشر کرد.
در این نوشتار، ضمن بحث کلی پیرامون فرآیند شکل گیری و ساختار نظریه های کلارک هال، به تبیین نظریه ی مختص او درباره ی اصول و مبانی یادگیری پرداخته می شود.
ـــــــــــــــــــ
1 – Clark Leonard Hull: 1884-1925
2 - Thorndike
3 - Drive Reduction
4 - Primary Reinforcement
1
مبانی روششناختی هال :
اگر بخواهیم هال را در یک مفهوم رسا معرفی کنیم، باید او را با نام روانشناس عینیتگرای ریاضیاندیش نام بگذاریم. شاید در گذشته هیچ روانشناسی، اینگونه استوار و مشتاق، خود را وقف مسائل ذاتی روش علمی نكرده باشد. روانشناسان معدودی مانند هال تسلط زیادی بر ریاضیات و منطق رسمی داشتهاند. وی زبان ریاضی را طوری برای نظریه ی روانشناختی به كار برد كه هیچ روانشناس دیگری به كار نبرده است. وی میگفت: «روانشناسان نه تنها باید آگاهی كاملی از ریاضیات داشته باشند، بلكه باید در قالب ریاضیات هم بیندیشند»(شکرکن و دیگران، 1384).
ساختار منسجم و ظریف نظریه ی هال هم مدیون ذهن ریاضیاتی خاصی است كه داشته است؛ زیرا او قبل از اینكه روانشناس باشد مهندس بود و به همین دلیل در ساخت نظریه ی خود بیشتر همانند مهندس عمل كرده است(زارع، 1389).
همچنین او علاقه ی خاصی به تبیینهای هرچه عینیتر از رفتار داشته است که ناشی از خاستگاه نظری تفكر علمی او یعنی مكتب رفتارگرایی با قرائت شخصی هال از آن است كه برخی از منابع فارسی آن را رفتارگرایی ماشینی كاهشپذیر یا بطور كلی رفتارگرایی عینی نام نهادهاند. لذا از دیدگاه هال، بین روانشناسی و فیزیك اگر تفاوتی باشد اندك است و درواقع اینگونه تفاوت در نوع نیست بلكه فقط در درجه و مقدار است. زیرا تصویر انسان در نظام او بصورتی بسیار روشن در پوشش اصطلاحات ماشینی پنهان است. وی رفتار انسان را خود به خودی و دورانی تعبیر میكند كه میتواند به اصطلاحشناسی فیزیك كاهش یابد(شکرکن و دیگران، 1384).
هال بر اساس اینگونه روششناسی پژوهشی، كاربرد سه روش را در علم مفید میدانست : مشاهده ی مستقیم، مشاهده ی كنترل شده و منظم و آزمون آزمایشی فرضیهها(همان).
این سه روش قبل از هال هم مورد استفاده بودند اما وی روش چهارمی به نام : «روش فرضی ـ قیاسی»1 را معرفی كرده كه در آن قیاس كردن دقیق از مجموعهای از فرمولبندیها كه از پیش تعیین میشوند مورد استفاده قرار میگرفت(شولتز و شولتز، ترجمه ی سیف و دیگران، 1388).
ـــــــــــــــــــ
1 - Hypothetico-Deductive Method
2
این روش را منطقی ـ قیاسی1 هم نام نهاده اند؛ زیرا نظریه ی او دارای یك ساخت منطقی شامل اصول موضوع و قضایا است. اصول موضوع عبارتند از یكسری بیانات كلی درباره ی رفتار كه مستقیماً نمیتوان آنها را اثبات كرد. از اصول موضوع، قضایا بصورت قیاسی استنباط میشود، که قابل آزمون كردن هستند(هرگنهان و السون، ترجمه ی سیف، 1389).
به اعتقاد هال اگر قرار باشد روانشناسی مانند سایر علوم طبیعی، علمی عینی بشود كه بخش اصلی برنامه ی رفتارگرایی بحساب میآمد پس تنها روش مناسب برای آن، روش فرضی ـ قیاسی است(شولتز و شولتز، ترجمه ی سیف و دیگران، 1388).
مكتب نظری مورد تعلق هال :
از نظر اکثر محققین، هال مثل واتسون2 و اسكینر3 از جمله رفتارگرایان است(پارسا، 1372).
منتهی اگر بخواهیم تفاوت دقیق هال با سایر رفتارگرایان را مشخص كنیم باید گفت هال بطور كلی به یك نظام روان شناسی رفتارگرا یا عینی متعهد بود و جایی برای آگاهی یا هدف یا هر گونه مفهوم دیگر ذهنگرایانه در نظام او نبود، بلكه آن نظام یك رفتارگرایی افراطی سازشناپذیر بود كه در آن تلاش شده بود تا هر مفهوم را كه به كار میبرد، به اصطلاحات مادهگرایانه كاهش دهد؛ با اینكه رفتارگرایی روششناختی وی، چه بسا از رفتارگرایی واتسون هم دقیقتر و انعطافناپذیرتر بود؛ با وجود این، مفهوم متغیرهای مداخلهگرا را در آن منظور كرده بود. هرچند، این متغیرها چنان تنگاتنگ و محكم با اوضاع بسیار عینی محرك و پاسخ داشت كه میتوانست با دقت، كمّی و سنجیده شوند. بنابراین همانطور كه مورخین تاریخ اندیشههای روانشناسی اظهار نظر كردهاند، او را باید متعلق به سنتی بنام نورفتارگرایی دانست كه تولمن4، اسكینر و گاتری5 را هم شامل میشود. این نورفتارگرایان در مورد نظامهایی كه برای تبیین دادههایشان طراحی كرده بودند، بر چند نكته توافق نظر داشتند :
1 ـ هسته ی اصلی روانشناسی، مطالعه ی یادگیری است.
2 ـ اغلب رفتارها را بدون توجه به میزان پیچیدگیشان، میتوان برحسب قوانین شرطیسازی تبیین كرد.
ــــــــــــــــــــ
1 – Logical-Deductive
2 – Watson
3 – Skiner
4 – Tolman
5 - Gateri
3
3 ـ روانشناسی باید اصل عملگرایی را بپذیرد(شولتز و شولتز، ترجمه ی سیف و دیگران، 1388).
نظریه ی یادگیری هال :
از آنجا كه هال از جمله رفتارگرایان بشمار میآید، بنابراین نظریه ی او هم در قالب نظریات محرك ـ پاسخ طبقهبندی میشود. به عقیده ی او رفتار پیچیده از رفتارهای ساده و بصورت گامبهگام بر بنیاد شرطیشدن محرك ـ پاسخ بوجود میآید. وی برخلاف واتسون قانون گیرایی ثرندایك را مورد توجه قرار میدهد و آن را در یادگیری بااهمیت میداند(پارسا، 1372).
حاصل تبیین او این است كه قدرت ارائه ی یك پاسخ آموختهشده تحت تأثیر عوامل مختلفی است. هال در سال 1943 مفاهیم نظری عمده ی خودش را با توجه به چند اصل موضوع تبیین كرده است. در كتب روانشناسی، این اصول را 16 اصل(زارع، 1389)، برخی 17 اصل(کریمی، 1385)، برخی هم آنها را 18 اصل موضوع و 12 اصل تبعی(شولتز و شولتز، ترجمه ی سیف و دیگران، 1388) برشمردهاند. شاید علت این اختلاف در این باشد كه هال در 1952 به تجدیدنظر دیدگاهش پرداخت. حاصل این تجدیدنظر اضافه كردن چند مفهوم عمده به مفاهیم نظری گذشته بوده است(زارع، 1389).
مفاهیم نظریه ی تجدید نظرشده ی هال :
انگیزش تشویقی :
هال در تئوری 1943 خود، مقدار تقویت را یک متغیر یادگیری دانست. هر اندازه مقدار تقویت بیشتر باشد به همان نسبت مقدار سایق هم بیشتر است و باعث افزایش در SHR خواهد بود. اما پژوهشهای بعدی مؤید این موضوع نبود و آزمایشها نشان داد وقتی مقدار تقویت پس از کامل شدن یادگیری تغییر میکند عملکرد بطور چشمگیری تغییر میکند. مثلاً، وقتی که به حیوانی برای دویدن در طول یک گذرگاه مستقیم برای دریافت مقدار اندکی تقویتکننده تربیت شده است مقدار زیادی تقویتکننده داده میشود، سرعت دویدن او یکباره زیاد میشود. وقتی به حیوانی که مقدار زیادی تقویتکننده دریافت میکند مقدار اندکی تقویتکننده داده شود، سرعت دویدن او کم میشود. کرسپی1 از نخستین آزمایشگرانی بود که نشان داد عملکرد با تغییر مقدار تقویت به میزان زیاد تغییر میکند. به این اثر یعنی تغییر سریع عملکرد بدنبال تغییر در مقدار تقویت را اثر کرسپی میگویند(زارع، 1389).
ـــــــــــ
1 - Crespi
4
پویایی شدت محرک :
از نظر هال با تغیییر شدت محرک بیرونی (S) پویایی شدت محرک (V) تغییر میکند درواقع (V) یک متغیر واسطهای است که بر پاسخ تأثیر دارد. پویایی شدت محرک نشان میدهد که هر چه شدت یک محرک بیشتر باشد احتمال اینکه پاسخ یادگرفته شده انجام شود بیشتر است.
تغییر از کاهش سایق به کاهش محرک سایق :
در سال 1952 نظریه ی هال از نظریه ی کاهش سایق به نظریه ی کاهش محرک سایق تغییر نام یافت. دلیل اول این تغییر نام این است که فاصله ی بین زمان ارائه ی تقویتکننده و کاهش سایق بسیار زیادتر از آن است که بتواند توجیه کند که یادگیری چگونه اتفاق میافتد. آنچه برای تعیین یادگیری لازم است چیزی است که بلافاصله پس از ارائه ی تقویت کننده رخ میدهد، آن چیز، کاهش محرک سایق(SD) است. مثال آن عبارت است از اینکه اگر به یك حیوان تشنه آب بعنوان تقویتكننده برای انجام عملی داده شود، مقدار قابل ملاحظهای وقت لازم است تا سایق تشنگی با آب برطرف گردد، زیرا آب باید از دهان، گلو، و معده بگذرد تا اینكه سرانجام وارد خون بشود. تأثیر جذب آب باید آخر سر به مغز برسد تا اینكه سایق تشنگی كاهش یابد(هرگنهان و السون، ترجمه ی سیف، 1389).
تلخیص نهایی نظریه ی هال :
تمام درونمایه ی نظریه ی هال را مفهوم کاهش سایق تشکیل میدهد. او یادگیری را فرآیندی میداند که بر اثر کاهش سایق صورت میگیرد. وی با این فرض شروع میکند که موجود زنده در محیط زندگی به عدم تعادل دچار میشود و این نیز احتیاجاتی را در او برمیانگیزد مانند احتیاج فیزیولوژیکی به غذا. سپس سایق بصورت حالت تنش همواره با احتیاج درمیآید و موجود زنده را به فعالیت وادار میکند و همین که موجود زنده نیاز خود را ارضا کرد سایق مربوطه کاهش پیدا میکند. این ارضای نیاز و کاهش سایق تقویت نامیده میشود. تقویتِ یک پاسخ سبب میشود که آن پاسخ آموخته شود. بنابراین از نظر هال سایق حالت تنشی است که از یک نیاز نتیجه میشود(زارع، 1389).
5
منابع و مآخذ :
ـ پارسا، محمد(1372).روانشناسی یادگیری بر بنیاد نظریهها.تهران : انتشارات بعثت.چاپ دوم.
ـ زارع، حسین(1389).روانشناسی یادگیری.تهران : انتشارات دانشگاه پیام نور.چاپ هشتم.
ـ شكركن، حسین و دیگران(1384).مكتبهای روانشناسی و نقد آن(جلد دوم).تهران : انتشارات پژوهشكده ی حوزه و دانشگاه.چاپ چهارم.
ـ شولتز، دوان پی. و شولتز، سیدنی الن(1388).تاریخ روانشناسی نوین.ترجمه ی علیاكبر سیف و دیگران.تهران : انتشارات دوران.چاپ هشتم.
ـ كریمی، یوسف(1385).تاریخچه و مكاتب روانشناسی.تهران : انتشارات دانشگاه پیامنور.چاپ هفتم.
ـ هرگنهان، بی.آر و السون، متیو اچ(1389).نظریههای یادگیری.ترجمه ی علیاكبر سیف.تهران : انتشارات دوران.چاپ شانزدهم.
6